أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

340

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

همراه با برخى از ياران نزديكش در زاهر نزد اميرالحاج آمد و امير به طور ناگهانى او را اسير و در زنجير كرد و همراه با آن افراد او را به مصر فرستاد و در آنجا او را در چاهى زندانى كردند . غازى كه اين خبر را از ابن فهد براى ما نقل كرده است ، مىافزايد : چنين چيزى در گذشته سابقه نداشت . و نيز مىگويد : چنين ماجرايى براى ثقبه پيش نيامد ، جز آن كه اهالى و اشراف ، سختىهاى بسيارى را از ناحيهء دشمنىهاى ثقبه طى چندين سال تحمّل كردند ، بدون آن كه ثقبه بتواند به پيروزى قابل ملاحظه‌اى دست يابد . بالا رفتن قيمت‌ها و بحران‌هاى موجود در اين سالها ، زمينهء يك كار جدى و تصميم قاطع را براى مردم فراهم كرد و منتظر آن بودند . شاهد آن ، مطلبى است كه غازى از ابن فهد در بارهء تتمهء آن ماجرا نقل كرده و مىگويد : اين واقعه مردم را شادمان ساخت تا آنجا كه مىگويد : زان پس ، غَلّات وارد مكه شده ، قيمت‌ها پايين آمد به طورى كه يك اردب گندم به بيست درهم رسيد . ثقبه هم در زندان مصر ماند ، اما چيزى نگذشت كه توانست بگريزد . وى باز به منازعهء با برادرش برخاسته با يكديگر جنگ كردند . باز صلح كردند ، اما دوباره اختلاف ميانشان برخاست . « 1 » در سال 760 سلطان مصر به دو برادر نوشت تا به مصر بيايند ، اما آنان نپذيرفتند . اين امر سبب شد تا فرمان عزل هر دو نوشته شد و برادرشان سند بن رميثه را با مشاركت پسر عمويش محمد بن عطيفه به امارت مكه گماشتند . عجلان و ثقبه در زندان محمد بن عطيفه مقيم مصر بود و پس از اين امر ، همراه يك سپاه كه چهار تن از امراى مملوكى در آن بودند ، راهى مكه شد . محمد بن عطيفه توانست امارت مكه را در اختيار بگيرد . چيزى نگذشت كه سند فرزند رميثه هم از راه رسيد و شريك او گرديد . « 2 »

--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . خلاصة الكلام ، ص 33 .